برچسب: نویسنده: یاسین رستمی تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 13:06
برچسب: نویسنده: یاسین رستمی تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 13:06
رفتم از نون فاتزی خرید کنم، هدف نون باگت بود ولی داشتم ویترینو نگا میکردم یه چیز هیجان انگیزم بخرم.. یه آقایی ام کنار من داشت کیکارو برانداز میکرد، من فقط متوجه حضورش بودم... که ایشون گفت: خسته نباشی آقا، لطفا دو تا پیراشکی و .... دیگه بقیه حرفشو توجه نکردم! محو صداش شدم!! صداش اونقد نافذ و رسا و البته آشنا بود که بی اختیار نگاش کردم، ینی قشنگ زل زدم بهش! کاری که هیچ وقت نمیکنم خب.. البته همزمان
برچسب: نویسنده: یاسین رستمی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 18:58
قرار بود با بچه ها یه سفر چن روزه بزیم شمال.. داشتیم برا 7_8 روز بعد برنامه می چیدیم که الی زد زیر گریه! که زندگی خیلی به من سخت گرفته و من دیگه واقعا دارم می ترکم، تا چن روز دیگه زنده نمیمونم اصلا! این شد که تو یه حرکت خیلی یهویی همون موقه -پریشب ینی- تصمیم گرفتیم که بریم سمت شمال و دیروز صب زود را افتادیم، بدون برنامه ریزیه خاصی.. حتا نمیدونستیم تا کجا میخوایم بریم! خلاصه اینکه یه ماشین فقط جور
برچسب: نویسنده: یاسین رستمی تاريخ: شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 3:06